«دین پژوهی انتقادی» چیست
دین پژوهی انتقادی رویکردی نظری است که نه به مطالعهٔ ادیان بهعنوان ابژههایی طبیعی، جهانشمول و ازپیشدادهشده، بلکه به بازاندیشی خودِ مقولهٔ «دین» و سازوکارهای تولید آن میپردازد. از منظر دین پژوهی انتقادی، مفهوم ساختار دین در جهان مدرن مفهومی خنثی یا صرفاً توصیفی نیست، بلکه ساختهای گفتمانی است که در بستر تاریخیِ مدرنیته و شکلگیری دولت سکولار پدید آمده است.
این رویکرد مشخص میکند که رشتهٔ مطالعات ادیان در چارچوب اکادمیک، اغلب آگاهانه یا ناآگاهانه در خدمت گفتمانهای سیاسی و نهادی عمل کرده و از طریق تعریف و چارچوببندی «دین»، به تثبیت دوگانههایی چون غرب/شرق، دینی/غیردینی، متمدن/بدوی، پیشرفته/عقبمانده و دین/سکولار کمک کرده است. در این چارچوب، دین معمولاً بهگونهای تعریف میشود که حوزهٔ سکولار بهعنوان عقلانی، طبیعی و بیطرف تقویت گردد، در حالی که این دو بدون یکدیگر معنا ندارند.
رویکرد دین پژوهی انتقادی با تأکید بر اینکه دین یک ابژهٔ طبیعی نیست، بلکه توسط نهادها، منافع سیاسی، نظام های دانایی قدرت و زبان ساخته میشود، میپرسد دین چگونه تعریف شده است و این تعریف چه کارکردهای قدرتی دارد؟ این رویکرد، همسو با اندیشهٔ فوکو، با سوژههای دوتایی و انعطافناپذیر مخالف است و مشخص میکند که تعریف دین همواره بهمنظور غیردینیسازیِ حوزههای دیگر و ساماندهی نظم مدرن صورت میگیرد.
دین پژوهی انتقادی تأکید میکند که تعاریف نوین از «دین» و «سکولار» نه در دو بستر طبیعی و مستقل شکل گرفته اند بلکه خروجی مدرنیتهٔ استعماریاند و فهم آنها تنها از طریق تبارشناسی ساختارهای مدرن قدرت، دانش و سرمایه تواناییپذیر است.
برچسب:
نویسنده: نیکا کاشانی