خرید بک لینک

تبیین دیدگاه های دکتر سروش و مجتهد شبستری در کتاب سنت و سکولاریسم بخش1

کتاب سنت و سکولاریسم مشتمل بر آرا و نظرات چهار تن از روشنفکران دینی است که به مسائل مربوط به وضعیت و جایگاه دین در ایران معاصر میxadپردازند. این کتاب که به همت دکتر سروش دباغ در سال 1380 تدوین شده است رویکرد دینxadاندیشان متجدد ایران معاصر را در مورد شرایط دینداری در فضای مدرن، روند سکولارشدن جامعه ایران و رویکرد دین به این امر، با بیان دیدگاهxadهای دکترعبدالکریم سروش، دکتر مجتهد شبستری، مصطفی ملکیان و دکتر محسن کدیور بررسی میxadکند.

بخش اول کتاب تعدادی از سخنرانیxadهای دکتر سروش تحت عنوان دین و دنیای جدید است که در نیمه دوم دهه هفتاد در دانشگاه هاروارد بیان شده است. با بررسی سیر اندیشه دکتر سروش میxadتوان گفت که وی به عنوان نماد روشنفکری دینی در ایران از سنتxadگرایی دینی شروع کرده و در نهایت به نواندیشی بدل گشته است که با بهرهxadگیری از تفسیرگرایی و پلورالیسم دینی، اسلام را به شکلی کاملاً مدرن برای جامعه ایرانی بازتعریف و بازتولید کرده است. محمد منصور هاشمی در کتاب دین اندیشان متجدد، دیدگاهxadهای سروش را به شش دوره تقسیم میxadکند که لب کلام وی در این کتاب مربوط به دوره ششم است. وی در ششمین مرحله فکری خود، به تامل درباره تجربه نبوی میxadپردازد و نبوت و وحی را نوعی تجربه دینی معرفی میxadکند که انسان هم به گونهxadای می تواند به یک تجربه اینxadچنینی دست یابد. (هاشمی، 196) در راستای این نگرش، وی دینداری تجربتxadاندیش را مطرح میxadکند که نسبت آن با سکولاریسم و مدرنیته پس از بیان نظرات سروش مورد بررسی قرار میxadگیرد.

سخنرانی اول با عنوان دین و دنیای جدید که برای دانشجویان دانشگاه های هاروارد و MIT در پائیز 1379 گفته شده دغدغه های وی را در مورد وضعیت دین در جهان کنونی منعکس می کند. در این متن دکتر سروش مدرنیته را مهمانی می داند که جا را بر صاحبخانه تنگ کرده است و نحوه زندگی انسان را تغییر داده و با توجه به سازوکارهای متفاوت آن با عملکرد سنت و گذشتگان، غایت زندگی را مورد هدف قرار داده است. (دباغ، 1380، 30) در واقع انسان در موقعیتی قرار گرفته است که ارزش هایش دگرگون شده و بدیهیاتی به وی تحمیل گشته که در گذشته کاملا غیرعقلانی و پذیرفته نشدنی بود و همچنین بدیهیات دنیای قدیم با عقلانیت و فهم مردم جهانی کنونی به طور کامل ناسازگار است. سروش با مثال آوردن اصولی که در گذشته کاملا پذیرفته به نظر می رسید و در حال حاظر کاملاً غیر منطقی به چشم می آید و بالعکس، در تلاش برای تبیین فضای جدید و متفاوت بودن آن با نگرش گذشتگان است، چراکه در فرآیندی حساب شده بنا دارد گسست حال و گذشته را به رخ بکشد.

دکتر سروش در متن دوم به بسط دیدگاه های خود میxadپردازد و رویکردهای روزگار جدید را تبیین میxadکند. وی در آغاز متن ستون های عالم را متشکل از غایات، وسایل و ابزارها، مفاهیم و تلقی ها برمیxadشمارد و اعتقاد دارد که در گذشته و حال این پایه ها کاملا تغییر یافته است. به باور وی جهان جدید سمبل های معناردار ویژه خود را آفریده است، روزگاری برای پدیدهxadهای طبیعی معنایی نهفته بود اما این حوادث برای انسان علم گرا کاملا عللی متفاوت از گذشته دارد و نگاه اسطوره ای به انها کاملا برای وی بی معنا است، (دباغ، 1380، 40)

وی همچنین یکی از تفاوتxadهای بنیادین دنیای مدرن با دنیای سنتی را چرخش در نگرش میان حق محوری و تکلیف محوری می داند. به باور وی انسان گذشته، انسان تکلیف مدار بوده و انسان مدرن حق مدار است. در دنیای قدیم و نزد همه گذشتگان، تکلیف نسبت به حق از اولویت برخوردار بوده است و آدمیان همواره تکلیفxadآگاه بودهxadاند. حقوق ادمیان از دل تکلیف انها بیرون می آمد، انسان گذشته خود را در اصل و ابتدا به عنوان جانور مکلف تعریف می کرد و نخست به دنبال تکالیف خود می گشت، انگاه در کنار این حقوق از پاره ای از تکالیف نیز برخوردار بود. پارادایم گذشته پارادایم تکلیف بود، در این دوره انسان وارد نظام جدیدی شده است که اساساً محق است، که اول به دنبال حقوق خود است و سپس برمبنای این حقوق تکالیف را به دست می آورد (دباغ، 1380، 53و54)

برچسب: نویسنده: نیکا کاشانی تاريخ: سه شنبه 27 اسفند 1398 ساعت: 23:28

صفحه بندی