معرفي فيلم روما

فيلم روما محصول سال 2017 از كشور مكزيك به كارگرداني آلفونسو كوارن است. آلفونسو كوارن از كارگردان هاي بزرگ مكزيكي است كه فيلم هاي مطرحي مانند جاذبه را در كارنامه خود دارد. فيلم روايتگر زندگي و احوالات دو زن از دو طبقه متفاوت در مكزيك است، روما مستخدم خانواده اي متوسط است كه علاوه بر كارهاي خانه وظيفه مراقبت از سه فرزند خانم كولي را هم بر عهده دارد. خانم كولي در زندگي اش با مشكلي جدي مواجه شده و دريافته كه همسرش نسبت به او بي علاقه است و قصد خانواده را دارد، او در ابتدا سعي مي كند زندگي اش را سروسامان دهد و همسرش را به اغوش گرم زندگي بازگرداند، اما زمانيكه متوجه مي شود همسرش با زن ديگري اشنا شده ، او نيز مسير زندگش را تغيير مي دهد، روما هم در فيلم حال و روز خوشي ندارد و با مشكلي حاد در زندگي اش دست و پنچه نرم مي كند، آشنايي با يك مرد ، حاملگي ، تولد جنيني مرده تحولي بزرگ در نگاه وي به زندگي ايجاد مي كند . در پايان فيلم شاهد هستيم كه اين دو زن همديگر را به همراه بچه ها در اعوش گرفته اند و نور افتاب پست سر انها در حال تابيدن است.
فیلم مانيفيستي عليه جامعه مرد سالار مکزیک است. جامعه اي كه مردان را مرد سالار، سركوبگر، خشن و خائن به انسان و حقيقت پرورش مي دهد. با اینکه هر دو زن فیلم یعنی کلو و سوفیا از دو طبقه متضاد هستند اما زندگی مشابهی دارند، هردو توسط مردها طرد شدند و باید به تنهایی زندگی کنند. سوفیا از کلو حمایت میکند و بدون پول بچه های خود را بزرگ می کند، کلو مجبور می شود بچه خود را بدون وجود فرمین نگه دارد. زن نماد نجات دهنده و زایش و مرد نماد سرکوب، خیانت و مرگ است. به عنوان نمونه میتوان به نجات فرزند سوفیا توسط کلو و کشتن مردم توسط فرمین اشاره کرد. صحنه معرفی فرمین و همسر سوفیا نیز مشابه است، و هردو انسانهای غیر قابل اتکایی توصیف می شوند. شوهر سوفیا با ماشین فضولات سگها را له میکند و فرمین با دزدی و نمایش خشونت نشان داده میشود. مردان با تجاوز به هویت زنان قصد دارند آنان را بیشتر سرکوب کنند اما زنان فیلم هرچه به پایان فیلم نزدیک میشویم قویتر میشوند. در سکانس پایانی، همهی شخصیتها به فکر فرو رفتهاند. این حس در چشمانشان موج میزند که دارند به خانه میروند ولی آن خانه، با همهی اتفاقاتی که افتاد، دیگر قرار نیست همان خانهی سابق باشد، آنان به آینده امید دارند.
در این جامعه مرد سالار هویت زنان رو به زوال است، از این رو مردان باعث شده اند، زنان درجستجوی هویت تازه-باشند. چراکه سوژه مونث شکافی بین خود و جامعه احساس میکند، یعنی توقعی که جامعه مردسالار از زن دارد با انتظاری که خود زنان، از هویتشان دارند، متفاوت است. از این رو آنان در پی یافتن هویت تازه ای هستند که توسط سیستم شکل گرفته. جامعه شناسان این بحران را، از دست رفتن “ثبات حس تشخیص خود” نیز نام گذاری گرده اند. اما این بحران چگونه در فیلم بازنمایی شده است؟
برچسب:
نویسنده: نیکا کاشانی